قادر حيدرى فسايى
84
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
دليل سوم : صغرى : اگر مراد از على وجهه اين احتمال باشد ذكر قصد الوجه از بين قيودى كه در عبادت معتبر است ( مثل قصد التمييز و قصد قربت ) بدون دليل است . كبرى : و اللّازم باطل . نتيجه : فالملزوم مثله . قوله : « ثانيها . . . » . كلمهى اقتضاء دو معنى دارد : 1 ) گاهى به معناى عليّت ( تأثير در ثبوت شىء ) است . مثل كلمهى اقتضاء در مثال النّار تقتضى الحرارة . 2 ) گاهى به معناى دلالت ( تأثير در علم به شىء ) است . مثل كلمهى اقتضاء در مثال الامر يقتضى الوجوب . « 1 » با حفظ اين نكته ، لا شك در اينكه در مبحث اجزاء ، بحث از اقتضاى اجزاء است . در اينكه اقتضاء به چه معنايى بايد مورد بحث قرار بگيرد دو نظريّه وجود دارد : الف ) نظريّه مصنّف : اقتضاء به معناى عليّت بايد مورد بحث قرار بگيرد و لذا اقتضاء در عنوان بحث ( الاتيان بالمأمور به على وجهه يقتضى الاجزاء ) به اتيان مأمور به كه فعل مكلّف است اسناد داده شده است و بديهى است كه در اين عنوان اقتضاء به معناى عليّت است اذ الاتيان علّة لسقوط الامر طبق اين بيان مسأله اجزاء مسأله عقليّه است . ب ) نظريّه قدما : اقتضاء به معناى دلالت بايد مورد بحث قرار بگيرد و لذا اقتضاء در عنوان بحث قدماء ( الامر بالشىء هل يقتضى الاجزاء ) به امر اسناد داده شده است . و بديهى است كه در اين عنوان اقتضاء به معناى دلالت است به معنى
--> ( 1 ) - ر ك : مناهج ، ج 1 ، ص 299 .